الشيخ محمد هادي معرفة

22

ولايت فقيه (فارسى)

« و أنا لكم وزيرا ، خير لكم منّى أميرا » « 1 » . من ، براى شما پشتيبان و وزير باشم ، بهتر است تا بر شما فرمانروا و امير باشم . لذا سياست و تدبير اگر بر پايهء عدل و انصاف باشد ، از متن دين است و اگر بر اساس حيله و تزوير باشد ، در تضادّ با ديد و شريعت خواهد بود . 4 - سياست به معناى واقعى آن اكنون تعريفى از سياست مىآوريم كه صرفا به معناى كشوردارى برأساس تأمين مصالح امّت و اجراى عدالت اجتماعى استوار مىباشد و از متن دين برخاسته است . سياست و سياستمدارى از روز نخست در جامعهء اسلامى مطرح بوده ، پيرامون آن بحثها و نوشته‌هاى فراوان در دست است . در متون اسلامى بويژه در قسمت حكمت عملى ، گفته‌هاى فراوانى وجود دارد . ابو حامد غزالى ، متوفاى سالهء ( 505 ) دربارهء سياست مىنويسة : « سياست است كه وسائل زندگى انسان را در جامعه ، در دسترس او قرار مىدهد ، زيرا تنها در نوع زندگانى گروهى است كه آدميان مىتوانند به يكديگر كمك و يارى كنند و بدين وسيله وسائل معيشتشان را سامان دهند و بهبود بخشند . علمى كه زيست مسالمت‌آميز و سودمند را - چه در صحنه مادّى و چه از نظر معنوى - مىآموزد ، سياست است . » « 2 » . بدين‌گونه مىتوان سياست را چنين تعريف كرد : « سياست عبارت است از حسن تدبير كه از شناخت كامل به اوضاع و احوال جامعه و آگاهى لازم از چگونگى برقرارى روابط مسالمت‌آميز ميان افراد و گروهها و ملتها بدست مىآيد و در پيش رفت آن‌جامعه و ملّت و تحقق يافتن اهداف و خواسته‌هاى همگانى در تمامى ابعاد زندگى ، نقش اساسى را ايفا مىكند » . ازاين‌رو اسلام ، سياستى را دنبال مىكند كه صرفا در اينجا همزيستى مسالمت‌آميز به كار گرفته شود و سياستمدار به كسى گفته مىشود كه داراى

--> ( 1 ) . نهج البلاغة خ : 92 . ( 2 ) . باز شده از گفتار او در كتاب « احياء العلوم » ج 1 ص 20 چاپ قاهره سال 1358 ه ق